در مسیر خدا
علم و عرفان
قالب بلاگ

 

به دریا بنگرم دریا تو بینم     به صحرا بنگرم صحرا تو بینم

به هر جا بنگرم کوه و در و دشت    نشان از قامت رعنا تو بینم

یکی از اصطلاحات رایجی که در حوزه عرفان عملی، بسیار شنیده می شود اصطلاح "دید باطن بین" است. در این مطلب با تشریح این اصطلاح، در نهایت به یکی از تعاریف کمال خواهیم رسید. قبل از اینکه به توضیح دید باطن بین بپردازیم ابتدا مفهوم شاهد بیرون را تعریف می کنیم: شاهد بیرون به درک اصل مرکزیت عام ذرات در هستی رسیده است و از نظر اون تمام ذرات هستی با هم برابرند و هیچ یک از تجلیات خداوند بر دیگری ارجحیت ندارد. در این نگاه به هیچ یک از ذرات عالم هستی هتک حرمت نمی شود. در واقع شاهد بیرون به درک "فاینما تولوا فثم وجه الله" رسیده است و تمام جزء به جزء هستی را هم ارزش و هم پایه می بیند. شاهد بیرون تمام وقایع را با چشم دل می بیند.


چشم دل باز کن که جان بینی          آنچه نادیدنی است آن بینی

شاهد بیرون ظاهر بین نیست و نگاه باطن بین دارد و در تمام ذرات هستی خدا را می بیند.

بالاتر از نگاه باطن بین نگاه ذات بین است. در این نگاه فرد هیچ چیز جز خدا نمی بیند و در واقع تمام هستی را خدا می بیند. ارتقاء دید ناظر از ظاهر بینی به سمت باطن بینی و ذات بینی همان حرکت ادراکی است. اگر فردی تنها ظواهر و شکل ظاهری تجلیات را ببیند دارای دید ظاهر بین است. اما وقتی شخصی در تمام تجلیات او را می بیند و به هر طرف که نگاه می کند تنها روی یار را دیده و تمام هستی از دید او عکس رخ یار می گردد و به درک "وجه الله" می رسد دارای دید متعالی تری است. این زاویه نگاه را دید باطن بین می نامیم که به باطن هر چیز پی برده و تنها ظاهر را نمی بیند.

عکس روی تو چو در آینه جام افتاد

عارف از پرتو می در طمع خام افتاد

حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد

این همه نقش در آیینه اوهام افتاد

این همه عکس می و نقش مخالف که نمود

یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد

این نگاه که حافظ تعریف کرده است همان نگاه باطن بین است. اما متعالی ترین نگاه زمانی است که فرد همه چیز را عدم می بیند. یا بطور دقیق تر جز او چیز دیگری را نمی بیند و همه چیز از دید او مجاز است. این درک حقیقی "لااله الاالله" دیدن ذات است. این نگاه را دید ذات بین می نامیم.

به این ترتیب به یکی از تعاریف کمال می رسیم. کمال یعنی ارتقاء دید ناظر. یعنی تبدیل نگاه ظاهربین به نگاه باطن بین و سپس تبدیل نگاه باطن بین به نگاه ذات بین که به آن حرکت ادراکی می گوییم.

یا به عبارتی دیگر، کمال یعنی تبدیل نگاه جزء نگر به نگاه کل نگر. تبدیل نگاه کثرت بین به نگاه وحدت بین. نگاه ظاهربین نگاه جزء نگر است. اما نگاه باطن بین نگاهی است کل نگر.

وقتی نور بی رنگ به منشور می تابد به هفت رنگ رنگین کمان تجزیه می شود. هستی نیز همانند همان رنگین کمانی است که در کثرت قرار دارد. اما از منظر نگاه شاهد بیرون، همه رنگ ها هم ارزشند. زیرا همه تجلیات، عکس رخ یار هستند. از منظر شاهد بیرون، هستی کثرتی است در وحدت.

ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم          ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما

[ ۱٥ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ٥:۱٧ ‎ق.ظ ] [ نوشته شده توسط مسافر ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

در مسیر خدا

ما از اوییم و به سوی او بازمیگردیم. زندگی فرصتی است برای شناخت. شناخت خود و هستی، اینکه چه هستیم، که هستیم و برای چه هستیم. زندگی فرصتی است برای خوب بودن، برای دوست داشتن و برای عشق ورزیدن به تجلیات الهی. زندگی فرصتی است برای ایثار و انصاف و انفاق، برای تلاش در جهت به فعلیت درآوردن صفات الهی که به صورت بالقوه در فطرت تک تک ما نهاده شده است. زندگی فرصتی است برای درک جمال دوست که هر چه هست از اوست.
آرشیو موضوعات
آرشیو کلیه مطالب